منوی دسته بندی

مسابقه‌ آری یا نه ؟!

شروع داستان سوال، مسابقه آری یا نه !

فایتر، نفس‌ نفس‌ زنان به‌ سوي مربی‌ خویش‌ می‌ آید، کناره گونه‌ اش به‌ شدت متورم شده و رگه‌ اي از خون گوشه‌ لبش‌ جاري است‌، دستها را به‌ کمر زده و مدام این‌ طرف و آن طرف را نگاه می‌ کند و گاهی‌ دست‌ روي زانوها گذاشته‌ خم‌ می‌ شود تا خستگی‌ در کند، مربی‌ در حالی‌ که‌ او را باد میزند می‌ گوید:» مگه‌ نگفتم‌ نزدیکش‌ نشو، بابا طرف دست‌ کاره است‌ چرا تو کتت‌ نمی‌ ره! یه‌ فیلیپینی‌ بزن تو سرش ندونه‌ کجا در بره،( صداي زنگ‌ راند سوم) برو ببینم‌ چکار میکنی‌ ها، می‌ خوام دخلش‌ رو بیاري، نذار نفس‌ بکشه‌ و …).

نکته کجاست؟

با توجه به موضوع مطلب،مسابقه‌ آری یا نه ؟، ورزش عموما به‌ عنوان وسیله‌ اي براي ایجاد شرایط‌ جسمانی‌ مناسب‌ جهت‌ ارتقاء و شکوفایی‌ استعدادهاي بالقوه انسان در تمام ابعاد، در همه‌ مکاتب‌ بشري مورد تایید است‌. در عصر حاضر نیز با توجه‌ به‌ ادعاي بشر در تسلط‌ بر علم‌، ورزش جزء علوم مدرن جوامع‌ مختلف‌ محسوب می‌ شود و علاوه بر بعدتربیت‌ بدنی‌ آن از جهات مختلف‌ اجتماعی‌، فرهنگی‌ و اقتصادي نیز مورد مطالعه‌ قرار می‌ گیرد. اما آنچه‌ که‌ تامل‌ انسان را بر می‌ انگیزد این‌ است‌ که‌ ورزش نیز مانند بسیاري از علوم دیگر ابزار و بازیچه‌ دست‌ سود جویان شده است‌ و حتی‌ در اکثر کشورها به‌ عنوان یک‌ تجارت شناخته‌ می‌ شود. 

در این‌ میان ورزش هاي رزمی‌ به‌ خاطر جذابیت‌ منحصر به‌ فردي که‌ دارند توجه‌ بسیاري از سرمایه‌ داران را به‌ خود جلب‌ کرده اند ورزشهاي رزمی‌ با توجه به‌ خواستگاهشان، بر روحیه‌ پهلوانی‌ و جوانمردي تاکید دارند و در فلسفه‌ اکثر این‌ ورزشها اعتلاي جسم‌ و جان آدمی‌ مد نظر است‌، اما جهل‌ یا غرض بعضی‌ انسانها و اساتید این‌ ورزشها بعضا، آن را از مسیر خود منحرف ساخته‌ و به‌ بیراهه‌ کشانده است‌ به‌ طوري که‌ کلا هدف اصلی‌ فراموش شده است‌. حاصل‌ این‌ گمراهی‌ را امروز ما در میادین‌ مسابقات و رینگهاي مختلف‌ رزمی‌ می‌ بینیم‌. 

ورزشهاي رزمی‌ در ایران با توجه‌ به‌ اصالت‌ هاي ايرانی‌ اسلامی‌ متفاوت از دیگر نقاط جهان انجام میگیرند. اما سایه‌ جهالت‌ و نادانی‌ در این‌ جا نیز وجود داشت‌ و برگزاري مسابقات رزمی‌ از ابتدا در ایران رواج داشت‌ و در سالهاي اخیر نیز در بدترین‌ نوع خود و در بعضی‌ رشته‌ ها حتی‌ بدون هیچ‌ قانونی‌ انجام می‌ شود (یا بکش‌ یا کشته‌ شو). لیکن‌ در بین‌ تمام رشته‌ هاي رزمی‌ تنها یک‌ سبک‌ یعنی‌ کانگ‌ فو توآ ٢١ بود که‌ ٣٥ سال پیش‌ با یک‌ پشتوانه‌ عظیم‌ علمی‌، فرهنگی‌ بنیان نهاده شد و هرگز دم از مسابقه‌ و رویارویی‌ انسانها نزد بلکه‌ مسابقه‌ را حاصل‌ فساد اندیشه‌ بر شمرد و با آن به‌ مقابله‌ برخاست‌. بنابر آنچه‌ از تاریخ‌ توآ بر جاي است‌، این‌ ورزش رزمی‌ هرگز مسابقه‌ نداشته‌ و ندارد. گر چه‌ در تعالیم‌ توآ مبارزه جایگاه ویژه اي دارد و زندگی‌ یک‌ کانگ‌ فو کار سراسر مبارزه است‌.

دلایل منطقی!

مسابقه‌ آری یا نه؟، کانگ‌ فو توآ 21 به‌ معنای طریقت‌ دانایی‌ انشاء تن‌ و روان است‌ و طریقت‌ دانایی‌ بنا به‌ دلایل‌ زیر با مسابقه‌ مخالف‌ است‌:

تعالی‌ تن‌ و روان:

در طریقت‌ دانایی‌ ورزش بایستی‌ در خدمت‌ تعالی‌ و تکامل‌ جسم‌ و روح (تن‌ و روان) انسان باشد و تعالی‌ این‌ دو با مسابقات رینگی‌ جور در نمی‌ آید زیرا که‌ اولا در این‌ مسابقات هر دو نفر در پی‌ ضربه‌ زدن به‌ یکدیگر هستند و از بعد فیزیکی‌ امکان بدترین‌ صدمات تا سر حد مرگ براي فرد وجود دارد و این‌ هدف تعالی‌ جسم‌ را نفی‌ می‌ کند. از سوي دیگر صلح‌ ، دوستی‌، مودت، همدلی‌، نوع دوستی‌ و بسیاري صفات پسندیده دیگر که‌ از فطرت خدادادي انسان سرچشمه‌ میگیرد براي رشد و تعالی‌ بستر مناسب‌ و ایده آلی‌ را میطلبد حال آنکه‌ رویارویی‌ دو انسان و فرصت‌ جویی‌ براي صدمه‌ زدن به‌ هم‌نوع با صفات پسندیده فوق ناسازگار است‌ و روح آدمی‌ را مکدر میکند. چگونه‌ می‌ توانیم‌ به‌ انسانی‌ مهر بورزیم‌ در حالی‌ که‌ براي آسیب‌ رساندن به‌ او از هیچ‌ حرکتی‌ فرو گزار نمی‌ کنیم‌ و دندانهایمان را از خشم‌ و کینه‌ روي هم‌ می‌ فشاریم‌. آیا دلی‌ كه ماواي کینه‌ و بغض‌ و خشم‌ است‌ می‌ تواند بستر مناسبی‌ براي تعالی‌ روح باشد؟ مسلما خیر.

برد و باخت‌:

برد و باخت‌ از دو بعد مادي و روانی‌ عامل‌ مخرب دیگري در مسابقات رزمی‌ است‌. بعد اول به‌ جهت‌ آنکه‌ همیشه‌ شخص‌ شرکت‌ کننده در مسابقه‌ باید مبلغی‌ را جهت‌ شرکت‌ در مسابقه‌ بپردازد و سرمایه‌ گذاري نماید، که‌ در صورت باخت‌ آن میزان سرمایه‌ از دست‌ خواهد رفت‌ و شخص‌ از لحاظ مادي متضرر خواهد شد. بعد دوم اینکه‌ به‌ لحاظ روحی‌ و روانی‌ باخت‌ و از دست‌ دادن سرمایه‌ می‌ تواند باعث‌ بوجود آمدن احساس شکست‌، یاس، افسردگی‌ و متعاقب‌ اینها خشم‌ و پرخاشگري و یا حس‌ انتقام شود که‌ اینها همگی‌ از موارد سوء رفتار در علم‌ روانشناسی‌ محسوب می‌ شود.

تاریخ‌ و فطرت:

تاریخ‌ نشان داده است‌ که‌ افتادن انسان در ورطه‌ این‌ قبیل‌ مسابقات براي نوع بشر عواقب‌ شومی‌ را بدنبال دارد. براي نمونه‌ بازیهاي المپیک‌ که‌ با اهددافی‌ نیک‌ برگزار می‌ شدند اما توسط‌ حاکمان یونان مسخ‌ شده و به‌ جنگ‌ گلادياتورها تبدیل‌ گشتند. فطرت آدمی‌ همواره از این‌ قبیل‌ انحرافات دوري جسته‌ است‌ چرا که‌ این‌ قبیل‌ میادین‌ فرصت‌ مناسبی‌ براي زورگویان و دنیا پرستان بوجود می‌ آورد که‌ بر انسانهاي ضعیف‌ ظلم‌ كنند و همین‌ نداي فطرت انسانها بود که‌ طومار حاکمان را در هم‌ پیچید و گلادیاتورها را به‌ زباله‌ دان تاریخ‌ فرستاد. انسانهاي گمراهی‌ که‌ مینشستند و به‌ خون غلتیدن دو انسان را نظاره می‌ کردند و لذت می‌ بردند، انسانهاي ناسالمی‌ بودند که‌ نیاز مبرمی‌ به‌ روان درمانی‌ داشتند. اکنون نیز همان میادین‌ برپاست‌ و در پس‌ پرده این‌ رینگهاي گلادیاتوري سودجویان و پول پرستان و استعمار گران پنهانند و با رنگ‌ و لعاب مسابقه‌ و ورزش دو کار بیشتر نمی‌ کنند یکی‌ پر کردن جیب‌ خود و دیگري نابودي جسم‌ و روح فرزندان ما و استثمار انسانها.

تهاجم‌ فرهنگی‌:

امروزه ورزش به‌ صورت یک‌ ابزار قوي تبلیغاتي در دست‌ ابر قدرتها در آمده است‌، که‌ از طریق‌ آن به‌ استیلاي فرهنگی‌ جوامع‌ دیگر دست‌ می‌ زنند. یکی‌ از مواردي که‌ ابر قدرتها و بخصوص آمریکا براي استیلاي فرهنگی‌ کشورهاي جهان سوم و علی‌ الخصوص جهان اسلام در پیش‌ گرفته‌ همین‌ مسابقات رینگی‌ امریکایی‌ است‌ که‌ اکنون در سطح‌ جامعه‌ ما با اسامی‌ ایرانی‌ و خارجی‌ فراگیر شده است‌. اینان قصد دارند که‌ از طریق‌ این‌ مسابقات روح پرخاشگري و هیجان کاذب را در جوانان ما تزریق‌ کنند و آنان را از معنویت‌، تفکر و تعقل‌ دور سازند تا جوانان ما دیگر فکر خلاق و سازنده نداشته‌ باشند. آمار تاسف‌ بار خشونت‌ و جن‌اینت‌ در کشورهایی‌ مثل‌ آمریکا ریشه‌ در وجود چنین‌ میادین‌ و مسابقاتی‌ دارد که‌ با پخش‌ از رسانه‌ ها و فیلمهاي آنان روح و جسم‌ جوانانشان را تسخیر نموده است‌. در طریقت‌ دانایی‌ این‌ تکنیک‌ است‌ که‌ بین‌ عصب‌ و عضله‌ و نیز بین‌ تن‌ و روان هماهنگی‌ ایجاد می‌ کند و باعث‌ شکوفایی‌ خلاقی‌ت ها می‌ شود در حالی‌ که‌ در اکثر سبکهاي رینگی‌ بخصوص انواع غربی‌ آن چیزي به‌ نام تکنیک‌ وجود ندارد و فقط‌ باآموزش چند ضربه‌ دست‌ و پا ،جوانان، نوجوانان و حتی‌ نونهالان ما را به‌ جان هم‌ می‌ اندازند.

ناکامی‌:

ورزشکاري را در نظر بگیرید که‌ در یک‌ دوره ورزشی‌ خود در تمام مسابقات پیروز شود و صاحب‌ مدال گردد. چند روزي نام و عکس‌ او در نشریات و رسانه‌ هاست‌ شاید یک‌ یا دو سال هم‌ در حافظه‌ مردم باقی‌ بماند.ولی‌ بعد چه‌ می‌ شود آیا آن مدالها دیگر بدرد او می‌ خورد یا باید آن را در ویترین‌ منزل بگذارد؟ چند روزي با القاب شیر مرد و دلیر مرد و … اور ا به‌ اوج می‌ برند و سپس‌ او را فراموش می‌ کنند و در بعضی‌ موارد با كوچکترین‌ باختی‌ کلیه‌ نام آوري هاي او جاي خود را به‌ انتقاد و بدگویی‌ می‌ دهد. اگر واقعا گرفتن‌ مدال نشانه‌ شیر مردي و دلیر مردي است‌ پس‌ چین‌ و آمریکا پر از شیر مرد و دلیر مرد است‌! اما طریقت‌ دانایی‌ در پی‌ ساختن‌ انسان است‌، کانگ‌ فو کار در تمام طول زندگی‌ اش قهرمان است‌ و پر افتخار زندگی‌ می‌ کند و غرور آمیز بدرود حیات می‌ گوید، ناکامی‌ برایش‌ معنا ندارد زیرا که‌ مبارزه اش با پلیدي تا رسیدن به‌ قله‌ انسانیت‌ ادامه‌ دارد. چنین‌ شخصی‌ چه‌ از او یاد کنند چه‌ نکنند فرقي برایش‌ ندارد مدال و مادیات براي او ارزشی‌ ندارد. نام تختی‌ وقتی‌ ماندگار شد که‌ از محدوده تشک‌ کشتی‌ فراتر رفت‌ و به‌ مبارزه در آمد.

خلاصه کلام

این‌ بود دلایل‌ طریقت‌ دانایی‌ در نفی‌ مسابقه‌.( فلسفه‌ دانایی‌، نه‌ رینگی‌ آمریکایی‌).

طریقت‌ دانایی‌ با داشتن‌ افتخاراتی‌ چون منشور سه‌ گانه‌( ٢١ مرحله‌ تکنیکی‌، دانشکده انشاء تن‌ و روان، هفت‌ مایگاه علمی‌)، متون سوگند همراه، سوگند نگاه

سخن‌ پیر؛ امروزه از هر زمان دیگر هوشمندانه‌ تر و هوشیارانه‌ تر از ملتها می‌ خواهد که‌ آلت‌ دست‌ سود جویان معلوم الحال نگردند و فرزندان خود را قربانی‌ جهل‌ نکنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 1 =